سيد علي اكبر قرشي

1039

مفردات نهج البلاغه ( فارسى )

متعدى هر دو آمده است . نشر و انشار به معنى زنده كردن آيد ، انتشار : گسترده شدن و پراكنده شدن ، نشور مصدر است لازم و متعدى هر دو آيد مواردى از آن در « نهج » به كار رفته است : « فطر الخلائق بقدرته و نشر الرياح برحمته » خ 1 139 ، مخلوقات را با قدرت خود آفريد و بادها را با رحمت خود بگسترد . دربارهء طاووس فرموده : « اذا درج الى الانثى نشره من طيهّ و سما به مظّلا على رأسه » خ 165 236 ، چون به طرف ماده‌اش برود دم خود از پيچيدگى مى گستراند و باز مىكند و آن را چون سايبانى بر سرش بلند مىكند « طىّ » ضدّ نشر و به معنى جمع كردن و پيچيدن است . دربارهء رسول خدا صلى الله عليه و آله فرموده : « جائه الموت فذهب به فلبثتم بعده ما شاء الله حتى يطلع الله لكم من يجمعكم و يضمّ نشركم » خ 100 146 « يضمّ نشركم » يعنى پراكندگى شما جمع كند ، معنى كلام آن است كه بعد از رحلت آن حضرت آنچه خداست مانديد تا پروردگار ظاهر كرد براى شما كسى را كه شما را جمع كند و پراكندگيتان را به اتفاق مبدّل نمايد ، ابن ميثم فرموده : گويند : اين اشاره به امام زمان عليه السلام است ولى بهتر است كه اشاره به خود حضرت باشد . در حكمت 400 فرموده : « و الطيب نشرة و العسل نشرة و الركوب نشرهء و النظر الى المخضرة نشرة » نشره « مثل عقده » چيزى يا افسونى است كه با آن مريضى يا ديوانه را معالجه كنند . « النشرة : رقية يعالج بها المريض و الجنون » اگر چنين باشد معنى كلام امام عليه السلام آن است كه اين چهار چيزه دوا و درمان هستند ولى بعيد نيست كه به معنى انبساط و شادى باشد ، يعنى اين چهار چيز شادى آور و سبب شادى و نشاط مى شوند . نشز : ( مثل عقل ) مكان مرتفع ، ايضا مصدر است به معنى بلند شدن و امتناع . دو مورد از آن در « نهج » آمده است ، درباره خلقت زمين فرموده : « و جبل جلاميدها و نشوز متونها و اطوادها فارساها فى مراسيها » خ 211 328 يعنى آفريده صخره‌هاى آن را و ارتفاعات سخت و با صلابت و كوههاى آن را و آنها را در قرارگاههاى خود محكم كرد « نشوز » جمع نشز به معنى بلنديها و كوههاست . و نيز